پسرك بازي گوش(THRITEENS)
هرگز از کسی که با نظر من موافق بود چیزی یاد نگرفتم.!
مي باخ اكسلرو.قيمت:۸ميليون دلار خوب مقدم دوست عزيزم محمد_ع رو هم به وب كلاس خوش ميگم.فقط يك حرف با برو بكس اقا شما ها كه اسمتون SORRYها خزه يعني 10تا محمد پيدا ميشه يك نشوني بزاريد ما بدونيم كدوم محمد هستي.همه اسمشون كه مثل من تك نيست. سر بزنيد شايد خوب در بياد نظرم بدين.فعلا" ديگه باي گوگوليا!!! سلام به همه خوب امروز جمعه است و منم اومدم.هفته خوبي بود بازم كه دربي مساوي شد.از چي بگم خوب بهتره به طور خلاصه خاطرات اين هفته رو بگم از مدرسه.روز اول رو كه گفتم تو اپ قبلي.روز دوم دير رفتم منم با شلوار لي رفته بودم و شلوار پارچه اي نپوشيده بودم همه رو نگه داشته بودن خوب منم شلوار پارچه ايم تو كيفم بود رفتم پشت همه شلوارم رو در اوردم كه عوض كنم يكهو يكي از معلما اومد مثلا" پا در ميوني كه حالا اين دفعه بريم كلاس منم اون پشت شلوار پام نبود همه گاز گرفتن برن كه شانس اوردم ناظم همه رو گرفت وگرنه جلو 500 نفر ضايع ميشدم.روز بعد معلم زبان فارسي پارسالمون شده بود امسال معلم ادبييات گفت از رو درس بخونم هر يك كلمه ميپريد وسط حرفم منم عصبي شدم گفتم خودتون اقا بخونين من نميتونم.ديگه اين كه ديروز با بچه ها سجاد بوديم به چند تا دختر به اصرار دوستم شماره دادم ديدم بچه ان ولي ديگه فكر اينكه اول راهنمايي باشن نبودم گفتم شايد هم سن صفورا فوقش باشن امروزم تولد شيما بود.ديگه چي بگم درسا سخته من ميخوام خر خوني كنم تا الان و به و كتاب زيست حفظم.اهان من گفتم خيلي شرم امسال منو مامور كردن از نوع مخفي كه هيشكي هم شك نكنه.ولي من كه هوا بچه ها رو دارم ديگه.باي فعلا". سلامممممممم به همه راستش نميدونم از كجاش بايد بگم خودم هنوز تو گيج و ويجم.اين اپم فقط به خاطر ساناز كه خواست بدونه.پس شروع كنم. حدود 2 هفته پيش داشتم چت ميكردم.يكي از بچه ها بود كه هر وقت اون on بود من نبودم و هر وقت من on بودم اون نبود. واسش اف گذاشتم هر وقت اومدي يك ميس به گوشيم بده من بيام تو چت.10 دقيقه بد ساعت 2 شب اينا بود يكي ميس داد خوب منم فكر كردم اونه واسه همين s دادم :اگه اوني من رفتم بيرون.دقيقا" همين گفتم.دوباره شك كردم پس دوباره زدم:ice... اسمه id بودش اونم از اون طرف اس ميداد ولي به من همشون دير رسيد. نگو اصلا" اين يكي ديگه بوده و منم كه اسمه id اونو بقيشو با 3 نقطه زدم فكر كرد اسمه يك دختره.فهميدم چه گندي زدم.اولش زياد ناراحت نشد بهشم همينو توضيح دادم.گفت من ازت خوشم اومده بود گفته بودن فقط با يكي بودي دلم شكست باي.!گفتم كجا خوشت اومده گفت تو كافي شاپ ديدمت.منو بگي دنيا جلوم سياه شد تازه گرفتم اين كيه.شادي دوست شيما gf قبليم بود كه بعد اون كلي دونبالش بودم و اون ميگفت ازت خوشم نمياد حالا خودش زنگ زده.(بايد بگم من داستانو دارم به طوري كه اتفاق افتاد ميگم به ترتيب موضوع از اين پيچيده تره)حالا هر چي ما ميگفتيم بابا اشتباه ميكني من با كسي نيستم نميفهميد خوب اگه دخترا شك كنند دهنت سرويسه خودتون كه واردين.ديگه باز بهونه اين شد چون قبلا" با شيما بودي نميتونم قبولت كنم.منم كه از عاشقي كور شده بودم گفتم مشكل شيماست گفت اره.گفتم الان به شيما ميگم.منم گفتم.گفت واسه چي گفتي حالا كه گفتي ديگه اصلا" الانم اگه شيما زنگ زد من ميگم بهادر دروغ ميگه.ديگه شده بود منت كشي من ناز اون كه ديگه خسته شدم اونم اصرار داشت منو فراموش كن.يك مدت گذشت منم گاهي يك اس ميدادم. گفت ديگه اس نده ميخوام خط بدم داداشم منم گوش نميدادم اس ميدادم.يك روز داداشم زنگ زد گفت برو مطلع عشق(همون جايي كه ماله داداشمه و مربوط به مشاوره ميشه)به همه كارمندا زنگ بزن بگو بيان.شماره همه رو داشتم جز يكي.دوباره زنگ زدم داداشم گفتم شماره اينو بگو من ندارم.حالا خواست خدا بود رو ميزي كه هميشه پر خودكار بود يكي هم پيدا نشد.گفتم واستا تو گوشيم بزنم.زدم اومدم SAVE كنم رو شادي SAVE ميخواست بكنه اول يكم شكه شدم گفتم شايد گوشيه قاطي كرده دوباره زنگ زدم گفتم دوباره شماره رو بخون بله همون شماره شادي بود مونده بودم مخم امپر زد اصلا" مونده بودم.گفتم خوب حتما" ميخواستن سر كارم بزارن باز فكر كردم خوب جريان كافي شاپ از كجا ميدونسته.گفتم نكنه داداشه شادي باشه اخه گفته بود ميدم داداشم.همين جوري فكر ميكردم كه اخر زنگ زدم برداشت همون بود 21 سالشه يكم هم صميمي هستيم گفتم بياي دهنتو سرويس ميكنم.گفت ميام توضيح ميدم.اومد اين جوري تعريف كرد.:يك روز كه جلو در بودم يك دختري اومد گفت اينجا مطلع عشق هست گفتم اره گفت اينجا كسي به اسمه بهادر دارين گفت اره داداشه رييس اينجاست.گفت خودش هست گفتم نه اومده بودم ببينمش(دارم از زبونه اونا ميگم)پس چه بهتر ميشه يك كاري واسم بكنين؟ گفتم تا چي باشه.گفت بهادر واسم امتحان كنين ببينين چه جور پسريه.گفتم نه من سر كارش نميزارم.گفت پس ميشه سيم كارتتو بدي من خودم اين كارو بكنم. ان قدر اصرار كرد واين كه زشت بود يك دختر اومده اينجا داره كلكل ميكنه منم قبول كردم و قسمم داد كه هيچي بهت نگم منم كه رو قسم حساس هيچي نگفتم.كه ديگه بقيش همون ماجرا بود.زنگ زدم به شيما موضوع رو گفتم باور نكرد.تا جوري شد كه اونم شك كرد اخه جز ما كسه ديگه تو كافي شاپ نبود.شيما هم نميدونم از سره چي همون شب كه بهش اس دادم تو چت به شادي گفته بوده تو به بهادر اس دادي اونم دقيقا" همون جوري كه گفته بود انكار كرده بود.ديگه همينا بود هنوزم نميدونم كي بوده دقيقا" ولي من شك ندارم كه خود شادي بوده. ما يك روز در ميون زنگ ناهار داشتيم كه يك سالن غذا خوري هم داشت مثله زنداني ها هم بايد صف ميكشيدي.خوب كلاس ما چون خيلي همچين قلدر بود صف وا نميستاديم ومي رفتيم تو حياط خوب بازي مي كرديم بعدم كه ميومديم همه ميكشيدن كنار ما غذا مونو ميگرفتيم ميشستيم. من كه نكشيدم يعني غلط بكنم.ولي حضوره شيطان كه ميگفت بزن خوب احساس كردما. فكر نكنيد من پسر ساده مظلوميم نه من يك مارموزيم كه هنوز هيشكي به شخصيت من پي نبرده من خودم هفت خط ام ولي با كشيدن قليون و سيگار بزرگ نميشم.باي دوستون دارم نظر یادتون نره وزارت ارشاد شعر "اتل،متل،توتوله" را به دلایل زیر ممنوع کرد: http://secretwords.blogfa.com/ اينم واسه شما برين حال كنين. ديگه پسر بابامم هر چي بخوام نه نميگه.منو بگو مي خواستم يك گل بگيرم جلو خاله م اينا اشتي كنم باي باي بچه ها من كه ساله پيش تر ! خودمو راحت كردم رفتم يك مدرسه كه لباس فرم نداشته باشه.البته ميگن شلوار پارچه اي.من پارتيم كلفته همونم نمي پوشم.منم مثله شما مشكل دارم مامي ميگه شلوار لي حداقل نپوش ديگه ابرو ميبري منم شلوار لي مي پوشيدم روشم شلوار ارتشي كه گشاده زنگ اخرم موها كه البته من هميشه سيخ بودم از همه ممنونم به ويژه:ساناز.صفورا.نيلوفر.دنيا.شيما.رضا و بقيه دوستان
خوب چي بگم چي نگم.؟؟اين درسا كه وقت سر خاروندن واسه ما نميذاره.بزارين از امتحان رياضي بگم.شنبه بود و ما دو زنگ دين و زندگي داشتيم زنگ آخرم كه امتحان رياضي پس اينجانب تصميم به پيچوندن كلاس ديني كردم.زنگ دوم كه شد از طريق نماز خونه رفتم كتابخونه كه درس بخونم.كه در كتابخونه از سمت حياط قفل بود اومم بعد يك مدتي برم دستشويي رفتم تو نماز خونه كه در قفل بود خر و بيار باقالي بار كن.منم كاري نكردم چون اگه اكبري(ناظم جديد)ميومد دهنم.... ميشد.خلاصه داشتم تمرين حل مي كردم يك صحنه تو ذهنم اومد كه نكنه زنگ دوم گرفته باشه.... خلاصه زنگ خورد دوستم(مهدي و مهدي)! اومدن گفتن كجا بودي امتحان گرفت![]()
منو بگي همين شكلي ها شدم اول باور نكردم.رفتم بالا وقتي برگه امتحان دست بچه ها ديدم دنيا سياه شد.بعدم كه رفتم پيش معلم عزيزم آقاي(حاجي پور ) اونم قبول كرد.تا بعد باي بچه ها كار دارم ديگه.





![]()
![]()
!!!!!ها چيه نشنيدي؟؟؟؟!!!!بله به قول بچه ها 17 سال پيش يك بچه تخس و شر پا به جهان گذاشت والانم اومد تا واسه شما ها اپ كنه.!!![]()
![]()
![]()
.به افتخار بچه ها فردا يك هيپوتالاموس ميرم كه حال كنن (خودشون ميدونن چي رو ميگم)خوب ديگه حرفي واسه گفتن ندارم درساتونم خوب بخونيد اميد وارم همه فردا امتحان زيست شناسي رو خوب بدن.تا اپ بعدي باي تا هاي.![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

ولي شده چون ديگه گفتم جمعه ها هستم همين جوري يك حال و اهوالي ميكنيم.اين روز ها من مريض شدم يك 3نفر هم هستن موي دماغ ما شدن.يكي كه يك پسر اسكول شمارش مثله منه هي زنگ ميزنه قطع ميكنه.يكي ديگه كه همون دخترس كه قبلا" گفتم.يك اسكلي هم هست دختره زنگ زده ميگم شما ؟؟؟؟؟((اون اهنگه كه ميگه مريم گله ناز منه رو ميزاره ))مردم مشكل پيدا كردن به خدا.ديگه اين كه 10 تا زنداني هم تو مشهد در رفتن كه صداش در نيومد ولي ما كه اونجا بوديم ديديم ديگه چه خبره البته از ماشين انتقال زنداني![]()
.۳شنبه نشستم اين فيلم جديد جنگير((اميلي رز))نگاه كردم تنها بودم اخه مامانم اينا رفتن تهران.موضوعش اين بود كه يك جني ساعت ۳شب ميومد سراغشون منم فيلم كه تموم شد ۲:۵۵دقيقه بود يكم دعا خوندم خوابيدم
!!!!.امشب هم باز رفته بوديم با بچه ها بيرون همون الافي قديم. كاري باري منتظر همتونم باي باي.![]()
![]()

حس چيزي نوشتن ندارم خيلي دارم خشك تعريف ميكنم.خوب پس فعلا" باي تا بعدا".دوستون دارم![]()
![]()

خوب مربوط ميشه به پارسال مدرسه فرهنگيان امتحان مرحله دوم هماهنگ استان خراسان بود منم هيچي نخونده بودم پس نشستيم يك چيزايي زديم امتحان تستي بود.ديگه 20 دقيقه بيشتر نمونده بود منم داشتم تمامه راهها رو واسه تقلب تو كلم سرچ ميكردم كه يك هو لامپي روشن شد.ديدم خر خون كلاس كه دوستمم بود تقريبا" همه رو زده صداش كردم گفتم با گوشيت يك عكس توپ از پاسخ نامت بگير بلوتوث كن(الان كفتون بريد)
خلاصه داشتيم نفر اول استان ميشديم
كه باز اين سروش تابلو فهميد من دارم چي كار ميكنم
گفتم خفه بهت ميگم
.گفت چيه چي كار داري ميكني قضيه رو بهش گفتم واسه اونم بلوتوث كردم.شانس ما يكي از اين معلم ها كه ميگفت سر كلاس من هيشكي نتونسته تقلب كنه مراقب بود.خلاصه سروش تابلو لو داد منم واسه اين كه بقيه بچه ها در گير نشن خودمو معرفي كردم گوشيمو گرفتن خوش بختانه گوشي من هر 15 ثانيه قفل ميشد.تا اخر سال هم گوشي رو ندادن فقط شانس اوردم پارتي داشتم كار به بالا ها نرفت. 


خدا روز بد نياره اين همه مدرسه اونجاست يك دختر خوشگل كه به درد من بخوره پيدا نشد.تعريفي نباشه به قول كوروش تو از همشون سر تري.بيشتر اونا ما رو نگاه ميكردن تا ما.!
رفتيم ديگه به سمت مدرسه با لبو لوچه اويزون پيش بچه ها.![]()
رفتم كه ليست اسما رو ببينم كه كدوم كلاسم ديدم اي بابا پس اسمه من كو.
ديدم هو لل منو قرنطينه كردن تو يك كلاس كه هيچ كسو نميشناسم و همه بچه مثبتن.واسه اين كه باز روح شيطاني من فوران نكنه منو از همه جدا كردن.ولي فكر كردن من تنهايي همه رو حريفم.راستي داشتن بروبكس ميگفتن بياين امسال ديگه فقط درس بخونيم من كه ديگه شري نميكنم.منم گفتم اره ديدي وقتي كفش ميخري ۱هفته اول يك ذره خاك نداره بدش ديگه به اين ور اون ور پرت ميكنيش الانم اولشه اينا رو ميگين.خلاصه هم خوده منم ساكتم تا كاملا" محيط اناليز بشه و خودمو گل سر سبد نشون ميدم.
زنگ كه خورد رفتيم به سمت خونه كه جز اين فنچ هاي راهنمايي ديگه خوشگل اينا پيدا نشد.منم كه تجربه بودن با فنچ دارم بيخي ميشم.اين بود اوضا ما.شايد بعدا"از بروبكس امسال چند تا عكس گذاشتم.قربونه شما بهادر.![]()


![]()

.خانم نفس ديگه صفوراوجود نداره امروز ديگه اخرين باري بود كه من ديد صفورا و ديگه هم دوست ندارم ببينمش
.ما از هم جدا شديم من يك معذرت خواهي بزرگ به شيما
بده كارم با اين كه اذيتم كرد ولي خيلي خوب بود حداقل خائن نبود.اصلا" ناراحت نيستم ولي هميشه اين پسرا نيستن كه اين جوري ميكنند.صفورا به من خيانت نكرد ولي بخاطر بچه بازيش ديگه نمي خوامش.من شكست نخوردم چون خيلي ها هستن كه منو بخوان ولي خوب ديگه من كسي رو نمي خوام جزء يكي كه باز فكر كنم اون منو نخواد
.فعلا" باي![]()
. 

.اين اخرين اپ از مدرسه مصلي نژاد چون يلدا يك فكر ديگه انداخت تو كلم كه از امسالم بنويسم.
هر چه قد هم غذا مي خواستيم به ما ميدادن.هميشه هم سر اين كه اقا غذا به ما دير دادن ۳۰ دقيقه دير ميرفتيم يا اينكه داشتيم كمك مي كرديم.
حالا بگم اين مهدي ما خيلي وسواس داشت.اونجا يك هو ديدي اومدن غذا تو برداشتن واسه خودشون.پس ترفند بچه ها اين بود تو بشقاب خورشتشون ببخشيدا تف مي كردن.
يا وقتي كباب بود كل كباب ليس ميزدن.مهدي هم سر اين موضوع وسواسش رفت اخه اون خيلي بخور بود
كي با اون يك زره سير ميشد
.غذا منو كه كسي جرات نداشت برداره
اخه يك بار برداشت منم رفتم سر ميزشون غذا رو چپه كردم روشون.هر چند مي خواستن يك هفته اخراج كنند ولي خوب نكردند.تنبيه اين بود.
اپ بعدي مربوط به امسال ميشه كه ركورد زدم با انضباط ۱۵ با ارفاق.بعدن شايد چند تا عكس از مدرسه گذاشتم.
پس با ما باشيد ولطفا" فعلا"
.!!شوخي كردم
.روز اول كه منو فاميلمون وارد مدرسه شديم كه اسمش مهدي به قول بچه ها جفت شيش اورديم تمام مدرسه با كلي دوربين كنترل ميشه پس من باز دوچار مشغله فكري شدم به اين موضوع
كه من با اين شري هام چه جوري كار كنم.شروع كردم به برنامه ريزي كه دوربينا تو چه مسيري مي چرخن و تا كجا ديد دارن.پس حساب كردم و يك گوشه ي دنج زير درختا شد پاتوق بچه هاي كلاس سعدي يعني ما.ما به لژ نشينا هم معروف بوديم.يك روز پنجشنبه كه ما كلاس تقويتي داشتيم و دفتر معلما هم باز بود تصميم گرفتيم برگه سوال ها رو برداريم پس من يك جا موضع گرفتم و با ليزر انداختم تو دوربين تا مهدي بره تو و برگه ها رو از تو كمد بياره.خلاصه اين كه ما بيست شديم.و به دهنمونم مزه كرد.اپ بعدي از سالن غذا خوري ميگم كه به تسخير گروه ما در اومد.فعلا" باي باي گوگوليا.![]()
![]()
![]()

.خوبين ما هم كه همش اپ ميزاريم الان اينجوريه مدرسه ها كه باز بشه هفته اي يك بارم به زور شايد بيام
.من معمولا" اپ كوتاه ميزارم چون شخصا" اونايي كه خيلي طولانيه نميخونم يا اگه بخونم خيلي چرت باشه ديگه تو وبش نميرم.موضوع جديد تو اپ بالا نگاه كنين بالاي همينه
.
اي بابا چه اشتباهي كردم اين ادرس وب به بعضي ها دادم.حالا ادم مي خواد يك چيزايي بگه كسي ندونه حالا بهار.... كه از خودمونه اره ديگه؟؟؟؟؟
ديشب و امشب بعد از اين كه با مامانم اشتي كردم رفتم خونه دوستم يعني ابوالفضل يا همون كوروش.دوست خوبمه تقريبا" ولي مامي ازش خوشش نمياد اخه يك بار..... بيخي حالا.
رفتم جا خونشون كه تازه ساختن رفت قليون اورد
ما هم كه بچه پاك وسر به زير
هي نصيحتش كرديم.گفت بكش گفتم......
سانسور!!!!
![]()
![]()
![]()
![]()

یاهوم که پاک شد با کلی بد بختی الان با خوده سایت یاهو ان کردم
.اکسپلورم همش ارور ميده.راستي شب قدرم تسليت ميگما درست گفتم.؟؟؟؟!!!!
منتظر نظرات شما خوشگلا مثله خودم هم هستم
اخه ميگن خوشگلي![]()
خوب حتما" هستم هي ميگن ديگه.تا اپ بعدي بببااااايييي باااااييييييييييي![]()
![]()

1.وجود کلمات توتوله، پستان و تحریک کودکان
2.استفاده از کشور هندوستان
3.زن کردی
4.ترویج فساد و بی حجابی...
شعر اصلاح شده: اتل متل زباله، گاو حسن باحاله، هم شیر داره هم آستین، شیرشو بردن فلسطین، بگیر یک زن راستین، اسمشوبذار حکیمه، که چادرش ضخیمه!!!
:::ادامه مطلب:::
منم واسه امتحان كردن لباسامو پوشيدم گفتم
من دارم ميرم بيرون اونم گفت زود بيا ديگه همين
فعلا" همين بود ماجرامون باي باي![]()

علت اينكه اپ نمي كرد اينه كه چند روز پيش خواهرش تصادف كرده و الانم بيمارستان و سانازم بالا سرشه تا خوب بشه.از همه مي خوام واسه خوب شدن زود تر حال خواهر ساناز دعا كنند مرسي از همه.تماس فرتتتتتتتتتتتت![]()
![]()

راستي ديشب هم بر عكس شد خواستيم مهل مهمونامون نظرايم رفتيم تا ساعت ۳ تو خيابونا تركونديم.فعلا باي باي![]()

![]()

.من با مامانم قهرم و دعوايي واسه همينم نميزاره برم بيرون كه حالمو بگيره![]()
امروزم نامزده داداشم زنگيد كه بريم بيرون
نذاشت منم به بابام گفتم فردا تلافي ميكنم
همين جوريش كه نيستم فردا هم تا ۱۰ شب نميرم خونه بعدم كه اومدم يك سلام خشكي ميكنم بعدم ميگم خوابم مياد و ميرم
.اون وقت ميفهمه كه ديگه از اين كارا با من نكنه خدايش بابام با منه اون روز اول يعني هفته پيش همشون رفتن بيرون مامانم گفت بهادر نمياد تا بفهمه.بابا هم گفت بياد.مامان گفت نه بابام هم بخاطر من نرفت دمش گرم.![]()
با اين كارش كه ديگه هيچ وقت
.منم چون از صبح تا شب بيرونم حوصله كل كل كردن ندارم اونم واسه ۲ساعت بيرون رفتن.بازم خوبه شما دوستا رو دارم از همه مهم تر صفورا جونم ![]()
![]()


اين ديگه روزاي اخر تعطيلات
.خوب به وبلاگ بعضي ها كه سر زدم مخصوصا"دخترا تو ماتم مانتو هاشون بودن كه دوست دارن تنگ باشه
اگه اين كارا رو بكنين كه واسه همينم هست پسرا اين جوري ميشن.
![]()
البته نه از اون مدلاش
.خلاصه روز اول مدرسه پارسال ما رفتيم كه اغاز به كار كنيم ديديم بابا چه وضعشه ۳يا ۴تامدرسه دخترونه بودن كه با ما تعطيل ميشدن ما هم ديگه واسمون جا نفس كشيدن نبود.
يادش بخير يكي از دخترا به دوستام زير لنگي انداخت افتاد تو جوب دمش گرم من امتحان خراب كردم دپرس بودم با اين كارش تا خونه خنديدم.من خيلي شرم ۳روز نبودم اومدم تمامه مدرسه فهميده بودن.هي باز بايد بريم با اين ناظمه كه با منم لجه رو به رو بشيم.فعلا برم.دوستون دارممممممم![]()
![]()
![]()









